تبلیغات
پاسخ به شبهات تخصصی مسیحیت - 25. معصومیت یک صفت ذاتی است یا اکتسابی؟ (1)

اشتراک و ارسال مطلب به:

در بسیاری از کلاس ها وقتی بحث حواریون علیهم السلام مطرح می شود، به یک نکته اشاره می کنیم و آن این که حواریون در اعتقاد اسلام ناب و شیعی، شخصیت هایی معصوم از خطا تلقی می شوند و بر خلاف آنچه در کتاب مقدس آمده است که برخی از آن ها را دزد، برخی را خائن، برخی را شیطان و ... معرفی می کند، ما همه آنان را معصوم از خطا می دانیم و حتی خیانتی را که اناجیل به یهودای اسخریوطی نسبت می دهند، نا به جا می دانیم. از آنجایی که این موضوع برای برخی از عزیزان، خاص به نظر می رسد، نسبت به عصمت اکتسابی اوصیای الهی همچون حواریون سوالاتی را مطرح می کنند. در این مطلب ضمن بیان نکاتی پاسخ را تقدیم می کنیم.

به طور کلی در مبحث عصمت در مسیحیت چند نکته حائز توجه و اهمیت است.
نکته نخست در عصمت انبیا، حضرت مسیح و حواریون: در اناجیل خطا و گناهانی که به حواریون نسبت داده می شود. بر اساس مسیحیت به جز در هنگام وحی و انتقال پیام خدا، در سایر امور حواریون معصوم از خطا نیستند. حتی پیامبران الهی نیز معصوم از خطا نیستند. تنها کسی که دارای مقام عصمت مطلق است، حضرت مسیح می باشد که آن هم به این دلیل است که عیسای مسیح خود، خدا است. پسر خداست و یکی از اقانیم سه گانه است. بدیهی است که اگر خدا هم دارای عصمت مطلق باشد چیزی باقی نخواهد ماند. البته این فقط در مقام نظریه است والا در اناجیل نسبت هایی به حضرت مسیح داده می شود همچون معجزه تبدیل خمره های آب به شراب و ... که بر اساس خود کتاب مقدس گناه بوده و با مقام عصمت تنافی دارد. به عبارت دیگر حتی خدای مجسمی که در نظریه باید معصوم از خطا باشد، با نسبت دادن خطا و گناهانی به وی، عصمت را در عمل از او نفی می کنند.

نکته دوم عصمت پاپ است که تحت عنوان خطا ناپذیری پاپ مطرح می شود. آموزه خطاناپذیری پاپ از آن سو جالب توجه است که عزیزان مسیحی کاتولیک ، پیامبران را معصوم از خطا نمی دانند اما معتقدند پاپ خطاناپذیر است. در بحث خطاناپذیری پاپ، بخش هایی از مقاله دکتر محمد رضا جوهری استادیار دانشگاه فردوسی مشهد، را با دخل و تصرف خدمت شما عزیزان تقدیم می کنم:

خطاناپذیری پاپ

به اعتقاد مسیحیان «خطاناپذیری» و «عصمت» پاپ از امتیازات الهی پاپ است. پذیرش خطاناپذیری پاپ از جانب کلیسای کاتولیک نظرات و فرامین پاپ را در جایگاه منبع، مدرک، دلیل و سند معتبر و موثق «مسیحیت شناسی» قرار می دهد.

قلمرو خطاناپذیری پاپ

بر اساس آموزه خطا ناپذیری پاپ، تمام تعلیمات و اظهارات رسمی پاپ بیانگر احکام واقعی الهی مسیحی است. اعتقاد عمومی به عصمت پاپ در تبیین اصول، احکام و قوانین مسیحی، مستلزم اعتقاد به تصویب است. بنابر این هر آنچه را که پاپ از موضع رسمی الهی خویش بگوید همان حکم واقعی الهی است و پاپ در جایگاه رهبری جهان مسیحیت هرگز اشتباه نمی کند. گفتار پاپ بیانگر آموزه های رسمی مسیحیت است و باید حکم قطعی و جزمی الهی تلقی گردد. با اعتقاد به خطاناپذیری و عصمت پاپ رفتار رسمی کلیسا و پاپ در برخورد با اهانت کنندگان به مقدسات در «دادگاه تفتیش عقاید»، مجموعه ای معتبر برای روشن شدن و فهمیدن حکم «اهانت» به «شخصیت های مقدس» از منظر مسیحیت است. در بررسی ویژگی «خطاناپذیری پاپ» باید «مفهوم خطاناپذیری و حد و مرزهای آن» و «مصوبات شوراهای جهانی مسیحیان» و «فرمان پاپی و گفتار پاپ ها و اسقفان و دانشمندان مسیحی» و «دلایل خطاناپذیری پاپ» و «فتاوای جزمی پاپ»به درستی بیان شود.

پاپ رهبر خطاناپذیر کاتولیک های سراسر جهان است. هر جا او درباره مسائلی که به وی اقتدار داده شده است در قلمرو الهیات، امور اخلاقی، اصول و احکام مسیحیت اظهار نظرکند از اشتباه و انحراف پاک است. زمانی که از جایگاه پاپی و از موضع رسمی رهبری مسیحیان جهان سخن می گوید مصون ازخطاست. این امتیاز «مصون از خطابودن»به شکلی بی واسطه ازسوی خداست و پاپ درمواضع رسمی نیازی به مشورت با کلیسا و اسقف ها و تایید و تصدیق آنان ندارد. بنابراین پاپ در مقام آموزش های دینی و بیان نظریات و احکام مسیحی، هرچه بگوید درست، حق و مطابق دین مسیحیت است تغییرپذیر و اصلاح پذیر و انتقادپذیر نیست و از انحراف و خطا به دور است. آموزه و قانون خطاناپذیری پاپ جزمی و غیر قابل تغییر است و تا پایان جهان اعتبار دارد و اجماع کلیسا هم نمی تواند آن را تغییر دهد.

خطاناپذیری پاپ در مصوبات شوراهای جهانی مسیحیان

تصمیمات و مصوبات شوراهای جهانی مسیحیان یکی از پایه های تثبیت نظریه«خطاناپذیری پاپ» است. تا کنون دو مجمع مهم جهانی در واتیکان در شمال غربی شهر روم، مرکز کلیساهای مسیحی و مسیحیان جهان، تشکیل شده است که به شورای واتیکان اول و دوم شهرت یافته است. شورای واتیکان اول در قرن نوزدهم در سال های 1869و1870 تشکیل شد و ریاست آن را پاپ پیوس نهم بر عهده داشت. شورای دوم واتیکان در قرن بیستم درسال های 1962تا1965 برپا شد پاپ یوحنای بیست و سوم آن را افتتاح کرد، در زمان ریاست پاپ پولس ششم به پایان رسید، در شورای اول خطاناپذیری و پاکی و مصونیت پاپ تصویب شد و در شورای دوم نیز مورد تاکید قرار گرفت. رابرت ای.وان وورست درباره شورای اول واتیکان نوشت: در سال 1870م شورای واتیکانی اول به «عصمت پاپ»به عنوان عقیده ای الزام آور حکم کرد. این فرمان تعلیم می دهدکه هرگاه اسقف روم در مقام رسمی خود در موضوعات ایمان و اخلاق سخن می گوید: کاملاً مصون از خطاست و به تایید ازسوی یک شورای عمومی یا بخش های دیگر کلیسا نیاز ندارد. در متن تصویب شده در شورای اول واتیکان، پس از بیان قدرت رسمی کامل پاپ رومی منصوب از جانب خداوند و ضرورت اطاعت مطلق و پیروی کامل از وی و تسلیم بودن در برابر وی چنین آمده است: با پیروی وفادارانه و گرایش صمیمانه به«سنتی»که از آغاز دین مسیحی به مارسیده است، برای جلال نجات دهنده ما خدا، تکریم و ترفیع دین کاتولیک و نجات مسیحیان، با تایید شورای مقدس، ما این اصل ایمانی مکاشفه شده و جزمی را که از سوی خدا الهام شده تعریف کرده و تعلیم می دهیم: پاپ روم، وقتی از کرسی اسقفی براساس اقتداری که به او داده شده سخن می گوید آن گاه که در انجام وظیفه شبانی و معلمی همه مسیحیان و در اقتدار عالی رسولی اش نظریه و آموزه ای را در مورد ایمان یا اخلاقی که کلیسای جهان باید به آن باور داشته باشد تعریف می کند با مساعدت وکمک الهی که به او به سبب جانشینی پطرس وعده داده شده است، سخن او مصون از خطاست و این مصون بودن امری است که از سوی منجی الهی به کلیسایش بخشیده شده تا کلیسایش به هنگام تعریف آموزه های مربوط به ایمان و اخلاق مصون از خطا باشد. بنابراین تعریف های پاپ رومی فی نفسه تغییرناپذیر و غیر قابل اصلاح است و بر اساس رضایت و خشنودی کلیسا نیست و اجماع کلیسا نیز نمی تواند آنها را تغییر دهد. اما اگر کسی بر آن باشد تا با این حکم به مخالفت برخیزد، ملعون باد!. دراین متن تصویب شده شورای واتیکانی، مبانی و دلایلی هم چون: «سنت مسیحی» و «ترفیع و تکریم مذهب کاتولیک» و «نجات مسیحیان» و «مکاشفه و الهام الهی» و «تایید شورای مقدس» و «مساعدت و کمک الهی» و «جانشینی پطرس» و «اقتدار عالی رسولی» و «انجام وظیفه تعلیم و آموزش مسیحیان» برای اصل ایمانی و عقیدتی خطاناپذیری پاپ ارائه شده است. در شورای دوم واتیکان نیز همین اصل خطاناپذیری پاپ تایید و تاکید شد و تعلیمات و نظریات مصون از خطای پاپ معیار نهایی درک حقیقت و شناخت حکم مسیحیت تلقی گردید. این شورا در اصل شماره 12 سندقانون جزمی درباره کلیسا نوشت: خلق الله که تحت هدایت اقتدار آموزشی قدسی پاپ قرار دارد و از آن فرمان می برد نه صرفا کلام آدمیان را بلکه به راستی کلام خداوند را دریافت می کند، ایمانی که یک بار برای همیشه به قدسیان تفویض گشته است و مردم با وفاداری و پایداری به این ایمان می گروند با داوری راست و درست هر چه ژرف تر در آن رسوخ می کنند و آن را هر چه کامل تر در زندگی روزانه خویش به کارمی برند. در این سند مسیحی نیز «اقتدار آموزشی قدسی پاپ» و «دریافت کلام خدا» پایه های عصمت قرارداده شده است، پاپ از هدایت روح القدس برخوردار است و ماموریت داردبه نام عیسی (علیه السلام) آموزش دهد. در اصل 25 شورای دوم واتیکانی، اسقفان تصویب کردند که مومنان باید درمسائل ایمانی واخلاقی بایک «پذیرش مذهبی درونی» به آموزه های پاپ تمسک جویند وفرمانبرداری مذهبی اراده وذهن باید به شیوه ای خاص در برابر اقتدار آموزشی اصیل پاپ رومی نیز نشان داده شود حتی زمانی که او امرانه نیز سخن نمی گوید. شورای دوم واتیکان دراصلِ قانون جزمی درباره وحی هم اعلام کرد: مقام پاپ، سنت و کتاب آواهای به هم پیوسته اقتدارمی باشند و بنابراین روشن است که سنت قدسی، کتاب قدسی و اقتدار آموزشی کلیسا در هماهنگی با حکیمانه ترین طرح خداوندی آن چنان به یکدیگر پیوسته و وابسته اند که یکی نمی تواند بدون دیگری بر پای و بر جای بماند و همگی با هم و هر کدام به شیوه خود زیر سایه روح القدس به نحو موثری در رستگاری روان ها شرکت جویند. در این اصل، پاپ و اقتدار آموزشی وی هم سطح کتاب و سنت مقدس به عنوان منبع سوم معتبر مسیحی شناخته شده که در زیر سایه روح القدس قرار دارد و هم چون دو منبع دیگر خطاناپذیر است. در اَسناد شورای واتیکان دو، درباره اقتدار،مومنان به باور خطاناپذیری پاپ فراخوانده شده اند: این گردهمایی مقدس، از نو پیشنهاد می کند که دکترین مربوط به تحکیم و تداوم طبیعیت و معنای برتری قدسی پاپ رمی و «وظیفه آموزشی خطاناپذیر» او باید مورد باور همه مومنان قرارگیرد... پاپ رمی به دلیل وظیفه و جایگاه خویش به عنوان نایب مسیح و به عنوان شبان تمامی کلیسا بر کل کلیسا قدرت کامل، اعلا و عالمگیر دارد قدرتی که همواره می تواند بدون مانع و درنگ اعمال کند... آن گاه که پاپ رمی یا مجموعه اسقفان پیرو او، نظرگاهی را تعریف می کنند، این تعریف را با همسازی با خود وحی انجام می دهند همان وحی ای که همگی ملزم به پای بندی به آن و موظف به فرمانبری آن هستند و این کل وحی که به ما رسیده است... از رهگذر حساسیت مراقبت آمیز خود پاپ رمی در پرتو روح حقیقت با دقت و وسواس زیاد در کلیسا حفظ می گردد و بدون کجی و انحراف توضیح داده می شود... باید به گونه ای خاص بر این فرمانبری وفادارانه اراده و خرد در برابر اقتدار آموزشی اصیل پاپ رمی تن داد حتی زمانی که او از موضع اقتدار سخن نمی گوید. به طوری که در واقع اقتدار او با احترام به رسمیت شناخته شود و تصمیمات او... صمیمانه مورد تایید و پذیرش قرارگیرند. اگر چه اسقفان به صورت فردی از امتیاز خطاناپذیری بهره نمی برند؛ با این حال مکتب مسیح را به گونه ای خطاناپذیر اعلام می دارند، زمانی که آنان توافق کنند که به یک آموزه ویژه باید قطعا و مطلقا پای بند بود. در این بخش از سند و اصول تصویب شده در شورای دوم واتیکان، ضرورت باور «وظیفه آموزشی خطاناپذیر پاپ» تاکید شده و یک اصل مهم عقیدتی که باید به آن ایمان آورد تلقی گردیده است و ریشه آن قدرت کامل، اعلا و جهانی آموزشی پاپ که براساس دریافت وحی الهی و حفظ و ابلاغ آن روی می دهد شناخته شده است بنابراین همگان باید با اراده و خرد خویش فرمانبرداری صمیمانه و وفادارانه از پاپ داشته باشند و نظرات او را بپذیرند پاپ بر کلیساهای مسیحی جهان، اقتدار آموزشی شرعی دارد و فرامین پاپی،گفتار و رفتار وی آموزنده است و احکام مکتبی و دینی مسیحیت را به صورت قطعی و خطاناپذیر ارائه می کند.

خطاناپذیری پاپ در گفتار پاپ ها، اسقفان و اندیشمندان مسیحی

فرمان پاپی و گفتار پاپ ها یکی دیگر از مبانی و پایه های اصیل «خطاناپذیری پاپی»است، چون به اعتقاد کاتولیک ها، پاپ حق تشریع و قدرت قانون گذاری شرعی دارد. پاپ پیوس نهم طرفدار سرسخت نظریه خطاناپذیری پاپ رومی بود و در سال 1870م اعلامیه ای صادر کرد و اصل«معصومیت» پاپ ها را جز و «اصول دین» قرار داد و گفت: «هر چه پاپ ها در حدود دین و مذهب بگویند یا بکنند خالی ازذنب و خطا می باشد». وی با این اعلامیه «مقام پاپ را بالا برد و در عالم ایمان و اخلاق مسیحیت به او منزلتی اساسی و ارجمند عطا کرد». وی در پاسخ اسقفی که از تعارض خطاناپذیری پاپی با سنت یاد کرد گفت: سنت؟ من سنت هستم. او با این پاسخ در واقع تایید پاپ از این اصل را دلیل درستی آن قرار داد و توانایی استمرار و تولید و ارائه سنت مسیحی به وسیله قدرت پاپی رانشان داد. پاپ پیوس نهم که شورای اول واتیکان را راه انداخت و پاپ یوحنای بیست و سوم و پاپ پولس ششم که شورای دوم واتیکان را تشکیل داده و به پایان رساندند، صددرصد این اصل خطاناپذیری را پذیرفته و در آموزه های پاپی با اقتدار آموزشی مقدس کلیسایی اعلام کرده اند. علاوه بر سه پاپ مذکور پاپ نیکولاس سوم در فتوایی همه پاپ های بعدی را برای همیشه ملزم به تصدیق آموزه خطاناپذیری پاپی کرده است. 533 اسقفی که در شورای واتیکان اول با اصل خطاناپذیری پاپ موافقت کرده و آن را تصویب نمودند و اسقفانی که در شورای دوم واتیکانی دوباره رأی به خطاناپذیری پاپ داده و مجددا آن را تصویب کردند، نخبگان اندیشمندان مسیحی جهان بوده اند که آموزه خطاناپذیری پاپ را پذیرفته و اعلام نموده اند. دانشمند فرانسوی انیاس دولویولا قدیس قرن چهاردهم، خطاناپذیری کلیسا و رهبری آن را چنین ترسیم می کرد: ما باید همیشه آماده باشیم اگرمقامات کلیسایی چیزی را که در نظرما سفید می نماید به سیاه تعریف کنند باور کنیم که آن چیز سیاه است. پطروس اولیوی آموزه های خطاناپذیری پاپ را طرح و از آن دفاع می کرد و دانشمند انگلیسی دبلیو.جی.وارد گفت: هر یک از اظهارات پاپ در مورد آموزه ها به شکلی مصون از خطا تحت هدایت روح القدس است.

مقایسه نظریه خطاناپذیری پاپ با اجتهاد شیعی

در نگاه اسلام شیعی تنها معصومین(ع) از خطا مصون می باشند. البته این بدان معنا نیست که از سایر انسان های مومن، هیچ کس نتواند مقام عصمت را کسب کند. چرا که یکی از ویژگی های اصلی عصمت، دارا بودن آن در حال اختیار است و معصوم بودن انبیا و اولیا جبری نیست.  اما عصمت اکتسابی هم مراتبی دارد که بالاترین مدارج آن در انبیاء و اولیای الهی متجلی است.

مراجع تقلید و رهبران دینی و مذهبی مصون از خطا و انحراف نمی باشند. امکان و احتمال خطا در نظریه فقهای عادل مرز میان شارع مقدس و فقهای عادل است. در نظریه اصولیین و فقهای شیعه، تصویب راهی ندارد و قاطبة علمای شیعه اهل تخطئه اند. گرچه وظیفة مقلدان پذیرش و اطاعت از فتاوای مراجع تقلید و مجتهدان و اهل فتواست ولی آنان معصوم نیستند.

در نظریه مترقی ولایت مطلقه فقیه نیز هیچ گاه ادعای عصمت و خطاناپذیری در گفتار و رفتار ولی فقیه نشده است و امام خمینی(ره) در طرح حکومت اسلامی بر اساس ولایت فقیه به هیچ وجه احتمال خطای فقیه را منتفی ندانسته اند. ایشان راه انتقاد و تخطئه را در تئوری ولایت فقیه نبسته اند و خود ایشان همواره از آن استقبال نموده اند. اما این که آیا ولی فقیه هم، از آنجا که به عنوان جانشین امام معصوم علیه السلام است، می تواند به درجه ای از عصمت برسد، هیچ منتفی نبوده و بلکه ممکن است.

نتیجه گیری

از بررسی اعتقادات کاتولیک ها درباره پاپ و کلیسا، روشن می شود که در آئین کاتولیک، پاپ دارای قدرت مطلقه و نامحدود است و در نظریه ها و بیانیه هایی که در مقام مقدس پاپی اظهار می نماید، معصوم بوده و از هرگونه انحراف و خطا پاک است. فرمان های پاپی هم در سنت شرعی مسیحی جای می گیرد و هم به طور مستقل دارای حجیت و اعتبار است چون پاپ به حکم کتاب مقدس و سنت مسیحیت از حق تشریع و قانون گذاری برای مسیحیان جهان و تمام کلیساها برخوردار است. بنابراین او هیچ گاه در فتوای خود اشتباه نمی کند و هر چه در مقام پاپی بگوید حکم خدا و قانون شرعی مسیحی است و این قانون هرگز تغییر نمی کند و اصلاح هم نمی پذیرد. خطاناپذیری و عصمت پاپ در شورای جهانی مسیحیان در قرن نوزدهم تصویب شد و در قرن بیستم نیز مورد تاکید قرار گرفت. واتیکان با امکانات و ابزارهایی که در اختیار دارد.از آموزه «عصمت پاپ» دفاع کرده و بر آن پافشاری می نماید و با مخالفان آن به شدت برخورد می کند.


کلید واژه ها: عصمت ، حواریون ، پاپ ، پیامبران ، مسیح ، قرآن ، اسلام ،

پیوندها: حواریون در قرآن ، ملکه عصمت ، عصمت ائمه اکتسابی است ، عصمت اکتسابی ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر