تبلیغات
پاسخ به شبهات تخصصی مسیحیت - 20. تناقض در تقاضا یا عدم تقاضای کمک مومنان در قیامت؟

اشتراک و ارسال مطلب به:

چهارشنبه 24 آذر 1389

20. تناقض در تقاضا یا عدم تقاضای کمک مومنان در قیامت؟

   نویسنده: شهاب    وابسته به موضوع :قرآن کریم ،

در ارتباط با وضعیت انسان ها در معادشان، آیات 101 سورۀ مؤمنون و 28 سورۀ قصص، بیان می دارند که در آن هنگام، هیچ فردی از دیگری تقاضای کمک و سؤال نمی نماید(لا یتساءلون)، اما در آیات 27 و 50 از سورۀ صافات و نیز آیۀ 25 سورۀ طور اعلام شده که برخی از آنها از یکدیگر سؤال نموده و تقاضای کمک می نمایند(یتساءلون)!این تناقض را چگونه برطرف می نمایید؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت: این تناقض ظاهری که در این نوع از آیات قرآن کریم به چشم می خورد با کمی دقت و تعمق برطرف می شود و همان گونه که در اعجاز قرآن کریم گفته اند، هیچ یک از آیاتش آیۀ دیگر را نفی نمی کند و این یکی از معجزات این کتاب جاوید است. این پرسش و تناقض ظاهری به ذهن مفسران قرآن نیز رسیده و در کتب تفسیر مطرح شده است. با این بیان كه از برخی از آیات قرآن به خوبى استفاده مى‏شود كه بعد از برپاشدن روز قیامت مردم از یكدیگر سؤال مى‏كنند، مانند آیه 27 سوره صافات كه در مورد مجرمان به هنگامى كه در آستانه دوزخ قرار مى‏گیرند مى‏گوید: "وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ یَتَساءَلُونَ"؛ آنها رو به یكدیگر نموده و سؤال هاى (سرزنش آمیز) از یكدیگر مى‏كنند.

و در همان سوره آیۀ 50 از بهشتیان سخن مى‏گوید كه به هنگام استقرار در بهشت رو به سوى یكدیگر مى‏كنند و از هم (درباره یارانى كه در دنیا داشتند و بر اثر انحراف از جاده حق به دوزخ رفتند) سؤال مى‏كنند: "فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ یَتَساءَلُونَ".

نظیر این معنا در آیه 25 سوره طور نیز آمده است. اكنون سؤال این است كه این آیات چگونه با آیۀ مورد بحث (101 مؤمنون) كه مى‏گوید در قیامت از یكدیگر سؤال نمى‏كنند سازگاری دارد؟!

مقدمتاً باید گفت: کتاب های لغوی "یتساءلون" از ماده "سؤال" را هم به معناى پرسش كردن از یكدیگر، و هم به معنای در خواست کمک معنا کرده اند.[1]

با دقت در آیات قرآن مشاهده می کنیم که مسئله پرسش و عدم پرسش در قیامت با عنوان سؤال در شش آیه مطرح شده است که دو مورد آن با واژه "لایتساءلون"،[2] حکایت از عدم پرسش و در خواست دارد و در چهار آیه در قالب واژه "یتساءلون"[3] از ماده "سؤال" به معناى پرسش كردن از یكدیگر آمده است.

باید دانست که هیچ تناقض و تضادی بین این آیات وجود ندارد؛ زیرا آیاتی که می فرماید در آن روز هیچ فردی از دیگری تقاضای کمک و سؤال نمی نماید، اشاره به مراحل نخستین رستاخیز دارد و این به دلیل شدت حیرت و  وحشت آن روز است و به جهت همین شدت وحشت و سرگردانی است که انسان ها از یک دیگر گریزانند و همدیگر را نمی شناسند. در آن روز انسان ها چنان در وحشت فرو مى‏روند كه از شدت ترس حساب و كیفر الاهى از حال یكدیگر به هیچ وجه سؤال نمى‏كنند، آن روز روزى است كه مادر از كودك شیرخوارش غافل مى‏شود، و برادر، برادر خود را فراموش مى‏كند. انسان ها همچون مردم مست به نظر مى‏رسند، در حالی که مست نیستند، چنان كه در آغاز سوره حج می خوانیم: "روزى كه آن را به بینید هر زن شیرده از شیر خوار خویش غافل شود و هر زن باردار بار خویش بگذارد و مردمان را مستان بینى، اما مستان نیند، ولى عذاب سخت است‏".[4] این مسئله را می توان با یک مثالی ساده ترسیم کرد. هنگامی که گرگ ها به گله ای از گوسفندان حمله ور می شوند، چنان رعب و وحشتی در بین آنها ایجاد می شود که اجتماع آنها پراکنده شده و آن چنان از همدیگر فرار می کنند که هر گوسفندی به فکر نجات خویش است ... بعد از نفخ صور هرکسی گرفتار اعمال خویش بوده و به فکر نجات خویش است. به عبارت دیگر، هول و اضطراب و وحشت آن قدر آنها را پریشان مى‏كند كه یكدیگر را به كلى فراموش مى‏كنند. لذا شناخت و نسبت فامیلی و مسائلی از این دست از ذهن ها می رود.

اما قرآن کریم آن جا که درباره سؤال پرسش انسان ها از یکدیگر سخن می گوید: "و اقبل بعضهم علی بعض یتسائلون..."، این پرسش و گفت و گو بعد از استقرار در بهشت و جهنم است، طبق آیات قرآن بنده های خوب خدا غرق انواع نعمت هاى معنوى و مادى بهشت اند، و بر تخت هاى بهشتى تكیه داده و با دوستان خود به راز و نیاز مشغول اند، ناگهان بعضى از آنها به فكر گذشتۀ خود و دوستان دنیا مى‏افتد، همان دوستانى كه راه خود را جدا كردند و جاى آنها در جمع بهشتیان خالى است، مى‏خواهند بدانند سرنوشت آنها به كجا رسید. لذا بعضى رو به بعضى دیگر كرده سؤال مى‏كنند: "فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ یَتَساءَلُونَ".[5]

همین طور دوزخیان نیز با یکدیگر گفت و گو می کنند؛ مانند آیه 27 سوره صافات كه در مورد مجرمان به هنگامى كه در آستانه دوزخ قرار مى‏گیرند مى‏گوید: "وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ یَتَساءَلُونَ"؛ آنها رو به یكدیگر نموده و سؤال هاى (سرزنش آمیز) از یكدیگر مى‏كنند. گناه خویش را به گردن دیگرى می اندازد، دنباله‏روان رؤساء و پیشوایان خود را مقصر مى‏شمرند، و پیشوایان پیروان خود را، چنان كه مى‏گوید: "آنها رو به سوى یكدیگر مى‏كنند و یكدیگر را مورد سؤال قرار مى‏دهند: "وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ یَتَساءَلُونَ". آیات 62 تا 64 سوره صاد نیز شاهد صادق بر این مسئله است: "آنها می گویند: چرا مردانی را که ما از اشرار می شمردیم (در این جا در آتش دوزخ) نمی بینیم ... این یک واقعیت است گفت و گوهای خصمانۀ دوزخیان".

در همین راستا آیاتی وجود دارد که نشانگر آن است که میان بهشتیان و دوزخیان نیز ارتباطات کلامی وجود دارد، آن جا که می فرماید: "فی جناتٍ یتساءلون* عن المجرمین* ما سَلَكَكُمْ فِی سَقَرَ* قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ ...."؛[6]‏ آنها در باغ های بهشت اند و سؤال می کنند از مجرمان چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟! می گویند ما از نماز گزاران نبودیم... بنابراین، با در کنار هم قرار دادن این آیات و دقت و تأمل در آنها روشن خواهد شد که هیچ تعارضی میان آنها وجود ندارد.‏

البته نظریه های دیگری نیز در جمع بین این آیات بیان شده، از جمله این که آیه 101 سوره مؤمنون به دو قسمت از پدیده‏هاى قیامت اشاره شده است: یكى از كار افتادن نسب ها است؛ زیرا رابطۀ خویشاوندى و قبیله‏اى كه حاكم بر نظام زندگى مردم این جهان است، سبب مى‏شود كه افراد مجرم از بسیارى از مجازات ها فرار كنند، و یا در حل مشكلاتشان از خویشاوندان كمك گیرند، اما در قیامت انسان است و اعمالش، و هیچ كس نمى‏تواند حتى از برادر و فرزند و پدرش دفاع كند و یا مجازات او را به جان بخرد. بر این اساس، جمله "وَ لا یَتَساءَلُونَ" بدان معنا است که آنان كه از یكدیگر تقاضاى كمك نمى‏كنند؛ زیرا مى‏دانند این تقاضا به هیچ وجه مفید و مؤثر نیست[7]، اما سایر گفت و گوها امکان پذیر خواهد بود.

خلاصه: با دقت و تأمل در مضمون آیات فوق پاسخ این پرسش روشن خواهد شد؛ زیرا آیات مربوط به اثبات سؤال از یكدیگر بعد از استقرار در بهشت و جهنم و یا در آستانه ورود به آنها است، در حالى كه نفى سؤال از یكدیگر مربوط به مراحل نخستین رستاخیز است كه هول و اضطراب و وحشت آن قدر آنها را پریشان مى‏كند كه یكدیگر را به كلى فراموش مى‏كنند و یا به عقیدۀ برخی دیگر، سؤال ننمودن در قیامت، به معنای درخواست ننمودن است، نه سایر گفت و گوها.


[1] ابن منظور، لسلن العرب، واژه سئل؛ ...

[2] مؤمنون، 101؛ قصص، 66.

[3] صافات، 27، 50؛ طور، 25؛ مثر،40.

[4] حج، 2. "یَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى‏ وَ ما هُمْ بِسُكارى‏ ...".

[5] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏19، ص 61، دار الكتب الإسلامیة، تهران‏، 1374 ش‏.

[6] مدثر، 40- 43.

[7] تفسیر نمونه، ج ‏14، ص 327.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر