تبلیغات
پاسخ به شبهات تخصصی مسیحیت - 16. چرا نام مبارک حضرت موسی (ع) بیش از نام دیگر پیامبران در قرآن آمده است؟

اشتراک و ارسال مطلب به:

چرا نام مبارک حضرت موسی (ع) بیش از نام دیگر پیامبران در قرآن آمده است؟

سرگذشت حضرت موسی (ع)، بیش از پیامبران دیگر در قرآن تکرا ر شده و در بیش از سی سوره بیش از صد بار به ماجرای موسی و فرعون و بنی اسرائیل اشاره شده است. اگر آیات هر سوره را جداگانه بررسی کنیم، خواهیم دید که این تکرار جنبۀ لغویت ندارد، بلکه در هر سوره ای به تناسب آنچه در آن سوره مطرح شده به عنوان شاهد و نمونه به داستان موسی اشاره می شود، به علاوه چون کشور مصر وسیع تر و مردم آن دارای تمدن پیشرفته بودند و دستگاه فراعنه هم مقاوم بودند، لذا قیام موسی از اهمیت بیشتری برخوردار بود و نکات عبرت انگیز بیشتری را در بر دارد.[1]

به عبارت دیگر می توان گفت: قرآن برای آسان شدن فهم معارف سنگین، از مثل و قصه استفاده كرده است و قصه‌‌های حقیقی را به صورت گزینشی و با بهترین شیو‌ه‌ها، با هدف اصلی درس و عبرت آموزی بیان كرده است؛ و هر قصه‌ای را كه درس و عبرت بیش‌تری دارد، تكرار كرده است؛ از این رو قصه‌های حضرت موسی (ع) بیشتر تكرار شده است.

در این جا به چند مورد عبرت آموز آن اشاره می شود:

1. موسی (ع) و فرعون:

آن دو، در دو طرف نقیض همدیگر بودند؛ یكی حق محض، و دیگری باطل محض بود؛ موسی (ع) دارای مقام "كلیم اللهی" بود امّا فرعون در نهایت كفر بود و "انا ربكم الاعلی" سر می‌داد؛ در حالی كه كفار عصر سایر پیامبران، در گردن كشی، مثل او نبودند، ولی پیروزی نهایی از آن موسی (ع) شد كه تكرار آن درس صبر برای مؤمنان، و عبرت برای كافران است.[2]

2. بنی اسراییل:

از جمله ویژگی بنی اسرائیل دشمنی، لجبازی، مادی گرایی و حس گرایی بوده که این خصیصه در كفار زمان پیامبر (ص) و جوامع امروزی نیز بوده و هست و قرآن قصه‌های آنها را تكرار كرده است، تا مردم عبرت گیرند و دچار این نوع بدبختی نشوند شاید بتوان گفت: علت توجه مكرر قرآن به زندگى حضرت موسى (ع) و قوم بنى اسرائیل به دلیل سرنوشت پر فراز و نشیب این قوم و شباهت بیش از حدِ مقاطعِ زندگى آنها با حیات مسلمانان است.

به عنوان نمونه: داستان جنگ بدر در اسلام شباهت زیادى به سرنوشت همراهان طالوت (ع) دارد. بنابر شواهد تاریخى، تعداد مجاهدان هر دو سپاه - سپاه طالوت و سپاه پیامبر اكرم (ص) 313 نفر بوده و هر دو مقابل تعداد زیادى از مشركان به مبارزه پرداختند و در نهایت پیروز شدند.[1] قرآن به داستان طالوت و همراهانش اشاره مى‏كند و پایمردى و صبر آن گروه اندك را در مقابل گروه زیادى از كافران مى‏ستاید تا الگو و نمونه‏اى براى مسلمانان باشد.

در روایات فراوانى، امامان معصوم‏ (ع) به همین شباهت اشاره كرده‏اند. در یكى از آنها، خطاب به امت آمده است: شما نیز چونان بنى اسرائیل هستید و كارهاى آنها را انجام خواهید داد.[3]

3. سامری:

داستان ساختن گوسالۀ طلایی، توسط سامری منافق، و پرستش آن از سوی بنی اسرائیل، و بی اعتنایی آنان به منع هارون (ع) (وصی حضرت موسی) در چهار سوره تكرار شده است تا شاید مسلمانان بیدار شوند و گرفتار فتنۀ منافقان نشوند .[4] نتیجه این كه بیشتر درس ها و عبرت ها را، در سرگذشت قوم حضرت موسی (ع) می توان یافت؛ زیرا بنی اسرائیل سرپیچی های فراوانی داشتند و بیشترین عبرت و درس آموزی در سرنوشت این قوم است. خداوند در جای جای قرآن کریم به ماجرای این قوم پرداخته است. بنابراین، دقت در هر بخش از قصه‌های قرآن نشان می‌دهد که هر موردی دارای حكمت و فلسفۀ خاصی است.


[1] مکارم شیرازی، ناصر، قصه های قرآن، ص221، چاپ پنجم، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1385.

[2] مركز الثقامة و المعارف الاسلامی، علوم القرآن عند المفسرین، ج 3، ص 399، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1375.

[3] استفاده از پاسخ های قبلی.

[4] محمدی اشتهاردی، محمّد، قصه‌های قرآن، به قلم روان، ص 268 و 269، تهران، نبوی، چاپ اول، 1378.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.