تبلیغات
پاسخ به شبهات تخصصی مسیحیت - 13. در تحدی قرآن داور چه کسی می تواند باشد؟

اشتراک و ارسال مطلب به:

سه شنبه 23 آذر 1389

13. در تحدی قرآن داور چه کسی می تواند باشد؟

   نویسنده: شهاب    

اگر كسی ادعا كند كه همانند قرآن آورده است چه كسی باید بر این مدعا بی طرفانه داوری كند و تصمیم بگیرد كه آیا آن آیه مثل قرآن است یا نه؟ چه كسی صلاحیت داوری دارد؟

داوری و نظر دادن در هر رشته ای در محدودۀ تخصص متخصصان آن رشته است و برای اینكه در بارۀ كتاب یا سخنی كه ادعای همانندی با قرآن را دارد، بخواهد داوری شود چند چیز باید رعایت شود:

1- این كار باید توسط داوران منصف و بی طرف برگزارشود.

2- این داوران باید در محدودۀ داوری خود خبره و حاذق باشند و از آن جایی كه قرآن در زمینه علوم مختلف نظیر فصاحت و بلاغت، اسلوب بیان و شیو ۀ نظم آن، آهنگ بین كلمات، اخبار غیبی، عدم تناقض در صدر و ساقۀ آن، اعجاز علمی و اشتمال بر معارف حقیقى، اخلاق فاضله، قوانین صالحه‏ و .... سرآمد و بی نظیر و دارای امتیازات و ویژگی های منحصر به فرد فراوان است؛ داوری باید در همۀ این زمینه ها باشد و داور یا داوران باید در همه این زمینه ها متخصص و صاحب نظر باشند پس اگر سخن یا كتابی قصد هماوردی با قرآن را دارد، باید در این زمینه ها، با قرآن مقایسه شود.

معجزۀ جاوید پیامبر گرامی اسلام قرآن است، كه از جنبه های زیادی اعجاز دارد و برای همیشه باقی است و با همه دوستان و دشمنان خود تحدی و آنان را به مبارزه دعوت كرده است و از آنان خواسته است اگر در الهی بودن قرآن شک و تردیدی دارند کتابی مثل آن یا ده سوره یا حداقل یک سوره مثل یکی از سوره های قرآن بیاورند[1]، اما تا کنون هیچکس نتوانسته است چنین کاری را انجام دهد و حتی یک سوره مثل یکی از سوره های قرآن بیاورد. علت معجزه بودن قران نیز همین است.[2] البته در طول تاریخ عده ای زیادی سعی داشته اند تا سكۀ قرآن را از اعتبار بیاندازند و با زحمت زیاد کلمات و عباراتی را ردیف کرده و نام سوره بر آنها گذاشتند اما درکوتاه ترین زمان نوشته های آنان از طرف ادبا و دانشمندان عرب مورد نقد قرار گرفت و ایراداتی که در کلام آنان وجود داشت سستی ادعای آنان را برای همگان آشکار ساخت.

داوری دربارۀ قرآن در طول تاریخ توسط عده ای صورت گرفته است. این اشخاص هر كدام دربارۀ جنبه ای از وجوه اعجاز قرآن داوری كرده اند كه در آن رشته خبره بوده اند. گاهی این كارشناسان از دوستاران و گاهی از افراد بی طرف نسبت به قرآن بوده اند و بسیاری از اوقات هم كسانی بوده اند كه خود در صدد مبارزه با قرآن بوده اند، و دشمن آن به حساب می آمده اند. اعتراف دشمنان و كسانی كه قصد بر اندازی قرآن و اسلام را داشتند به بزرگی قرآن، بالاترین اعتراف است كه از داوری هر شخص بی طرفی بالاتر است؛ زیرا چنان كه مشهور است: "الفضل ما شهدت به الاعداء" یعنی بزرگی و برتری آن است كه دشمنان به آن اعتراف کنند"؛ زیرا وقتی كسی، كه قصد براندازی داشته است به عظمت قرآن اعتراف كند، مسلماً انسانهای بی طرف، به عظمت آن اعتراف می كنند.

در ابتدای نزول قرآن در صدر اسلام بسیاری از فصحای عرب که از دشمنان درجه اول اسلام و شخص پیامبر(ص) بودند اعترافات بزرگی در بارۀ عظمت و بزرگی قران نموده اند که بسیار گویا است ما در این جا به برخی از کلمات آنان اشاره می کنیم:

1- ولید بن مغیره كه از سران بلند پایه و سرشناس عرب به شمار می رفت و از دشمنان اسلام بود؛ بعد از شنیدن آیات قرآن چنین گفت: آن چه این مرد می گوید به خدا سوگند! نه شعر است و نه سحر و نه گزافه. بی گمان گفتۀ او سخن خداوند است.[3]

2- نضر بن حارث بن كلده كه از سران قریش و تیز هوشان عرب شناخته می شد و با پیامبر گرامی اسلام دشمنی آ شكار داشت به قریش می گوید: " پیش آمد بزرگی رخ داده است محمد آورد آنچه را آورد! به او گفتید ساحر است، نه به خدا سوگند!  به او گفتیدكاهن است. نه به خدا سوگند!. به او گفتید: شاعر است. نه به خدا سوگند! به او گفتید: دیوانه است. نه به خدا سوگند! نه شبیه كاهنان و ساحران صحبت می كند و نه آنچه آورده است بر اوزان شعری استوار است. درست بیاندیشید كه رخداد بزرگی پیش آمده است. نباید آن را ساده گرفت.[4]

3- در الدر المنثور آمده  است كه ابن ابى شیبه، عبد بن حمید، ابو یعلى و حاكم، ابن مردویه، ابو نعیم، و بیهقى، و ابن عساكر از جابر بن عبد اللَّه روایت آورده‏اند كه گفت: روزى قریش دور هم جمع شده و گفتند: تحقیق كنید ببینید از همۀ شما داناتر به سحر و كهانت و شعر كیست، برود نزد این مرد كه بین جمع ما تفرقه افكنده و نظام ما را درهم و برهم كرده و به دین ما بدگویى مى‏كند، تا با او حرف بزند ببیند چه جواب مى‏شنود. همگى گفتند: ما به جز عتبة بن ربیعه كسى را داناتر از خود سراغ نداریم، رو به عتبه كردند و گفتند: اى ابو ولید، برخیز و نزد این مرد برو. عتبه نزد پیامبر رفت و گفت: به خدا سوگند ما براى قومت هیچ فرزندى شوم سراغ نداریم كه شوم‏تر از تو باشد. تو جمع ما را پراكندى، امور منظم ما را از هم گسیختى، دین ما را مورد حمله و عیب‏جویى قرار دادى. تو ما را در بین عرب رسوا ساختى، تا آنجا كه در بین همۀ عرب شایع شد كه در قریش ساحر و كاهنى پیدا شده و به خدا سوگند ما دیگر هیچ راه چاره‏اى برایمان نمانده، مگر اینكه بى‏خبر و ناگهان دست به اسلحه برده، به جان یكدیگر بیفتیم. هان اى مرد! بگو تا اگر احتیاجاتت فزونى گرفته برایت پول جمع آورى كنیم، آن قدر كه از تمامى افراد قریش توانگرتر شوى و مرد یگانه قریش گردى، و اگر شهوتت گل كرده، بگو تا هر زنى از قریش مى‏خواهى هر چند ده زن باشد برایت بگیریم. رسول خدا (ص) فرمود: تمام شد؟ گفت: بله، دیگر حرفى ندارم. فرمود:" بسم اللَّه الرحمن الرحیم حم تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ كِتابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیا لِقَوْمٍ یعْلَمُونَ" و هم چنان آیات این سوره را خواند تا رسید به این آیه" فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ". عتبه گفت: دیگر بس است. آیا غیر از اینها سخنى ندارى؟ فرمود: نه. عتبه نزد قریش رفت. قریش پرسیدند: ابا ولید! چه خبر آوردى؟ در پاسخ گفت: به خدا سوگند كلامى از او شنیدم كه تا كنون مثل آن را نشنیده بودم. به خدا سوگند نه شعر بود، نه سحر بود، و نه كهانت، و باز به خدا سوگند مى‏خورم این كلامى كه من از او شنیدم، به زودى موجى به دنبال خواهد داشت.[5]‏

4- اعتراف بعضی از بیطرفان نسبت به عظمت قرآن

الف: ابوذر برادری داشت به نام "انیس" كه در زمان جاهلیت با دوازده تن از شعراء نامی عرب مسابقه داد و بر همه چیره گشت. در سفری كه به مكه داشت با پیامبر دیدار داشت و بعد از بازگشت جریان سفر را به ابوذر چنیین گفت: مردی در مكه بود كه ادعای پیامبری می كرد، مردم به او شاعر یا كاهن و یا ساحر می گفتند، ولی من سخنان ناهنجار كاهنان را شنیده ام و اوزان شعری را خوب یاد دارم ولی هرگز شبیه آن نمی باشد. به خدا سوگند او راست می گوید و مردم دربارۀ او دروغ می گویند.[6]

این قسمتی از اعتراف خبرگان در موضوع فصاحت و بلاغت، دربارۀ قرآن بود. انسان باید مطمئن باشد اگر كتاب یا سخنی می توانست در طی این همه سال كمترین سخنی شبیه قرآن داشته باشد از دید تیزبین و نقاد دشمنان و بی طرفان، پوشیده نمی ماند. امروز هم بعضی از قدرت ها در صدد ضربه زدن به قرآن برآمده اند و احتمالاً خواسته اند آیات مشابهی بیاورند، اما آ ن قدر بی ربط و غیر واقعی است كه ارزش نظر دادن توسط خبرگان را نداشته است.


[1] بقره،23؛ یونس، 38؛ هود،13و..

[2] جهت اطلاع بیشتر از معجزه بودن قرآن به سؤ الات 69 (سایت: 310) و 70 (سایت: 311) مراجعه كنید.

[3] ترجمه المیزان،ج20، ص144

[4] علوم قرآنی،ص353

[5] ترجمۀ المیزان، ج17، ص 563

[6] صحیح مسلم، ج12، ص253، نرم افزار الشاملة. از دیگر این افراد طفیل بن عمرو دوسی است.


کلید واژه ها: تحدی ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.