تبلیغات
پاسخ به شبهات تخصصی مسیحیت - 1. آیا این که قرآن می گوید شیاطین با ستارگان رجم می شوند با علم سازگار است؟

اشتراک و ارسال مطلب به:

شبهه : آیا ستارگان همان سنگ هایی هستند كه به سوی شیاطین افكنده می شوند ؟ از لحاظ علمی چگونه چنین امری ممكن است؟
تبیین شبهه : خداوند در قرآن كریم می فرماید : وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَساً شَدِیداً وَشُهُباً [جن : 8] وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهَاباً رَّصَداً [جن : 9] : و این كه ما آسمان را جستجو كردیم و همه را پر از محافظان قوی و تیرهای شهاب یافتیم ؛ و این كه ما پیش از این به استراق سمع در آسمان ها می نشستیم ، اما اكنون هر كس بخواهد استراق سمع كند ، شهابی را در كمین خود می یابد.
برادر مسیحی ما با توجه به برداشت شخصی خود از این آیات و آیات مشابه در سوره های دیگر قرآن كریم، شبهه كرده است خداوند چگونه با ستاره كه سنگی بیش نیست ، شیطان را می راند . از نظر علمی چنین چیزی ممكن نیست .

پاسخ شبهه : مفسران قرآن كریم در تفسیر آیات مزبور از دو منظر نگریسته اند : بیشتر مفسران اهل سنت این آیات را بر اساس ظاهر آن تفسیر كرده اند . بر این اساس در صدد بر آمده اند به سوالاتی كه در این باره مطرح است، پاسخ بدهند . برخی از این سوالات را با پاسخ آنان می آوریم :
شیاطین چیستند ؟
شیاطین همان موجودات خبیثه متمردند كه مى‏خواهند به آسمانها بروند و گوشه‏اى از اخبار این عالم ما كه در آسمانها منعكس است، از طریق استراق سمع (گوش دادن مخفیانه) در یابند، و به دوستان خود در زمین برسانند، ولى شهابها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى‏شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى‏دارند.
چگونه می خواهند استراق سمع كنند ؟
با رفتن به آسمان.
چه چیز را استراق سمع می كنند؟
اخبار محرمانه این عالم را . از اسرار مربوط به عالم بالا گرفته تا اخبار مربوط به ناسوت .
شیاطین با چه چیزی رانده می شوند ؟
در قرآن نیامده است كه شیاطین را با ستارگان یا سیارات می رانند . آنچه در آیات قرآن آمده است تعابیری همچون شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ ، شِهَابٌ مُّبِینٌ ، شِهَابٌ ثَاقِبٌ ، شِهَاباً رَّصَداً و ... است . با توجه به این تعابیر، ابزار خداوند در راندن شیاطین شهاب است : وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهَاباً رَّصَداً [جن : 9[ .
شهاب چیست؟ شهاب ها همان سنگریزه‏هاى سرگردانى هستند كه در این فضاى بیكران در گردشند و گاه گاه كه در حوزه جاذبه زمین قرار مى‏گیرند ، به سوى زمین كشیده مى‏شوند و بر اثر سرعت برخورد با امواج هوا، داغ و سوزان و شعله‏ور و خاكستر مى‏شوند.

گروه دوم كه بیشتر مفسران شیعه و برخی از اهل سنت را در بر می گیرد عقیده دارند : تعبیرات آیات فوق از قبیل تشبیه و كنایه و ذكر امثال و به اصطلاح بیان" سمبولیك" است . این گروه از مفسران این تشبیه و كنایه را به صورتهاى گوناگونى بیان داشته‏اند . مثلا مفسر عالیقدر علامه طباطبایی" مؤلف المیزان" می نویسد:
الف: توجیهات مختلفى را كه مفسران براى استراق سمع كردن شیاطین، و رانده شدن آنها بوسیله شهب بیان كرده‏اند، مبتنى بر چیزى است كه احیانا از ظاهر آیات و روایات به ذهن مى‏رسد كه افلاكى محیط به زمین است و در آنها گروه‏هایى از فرشتگان قرار دارند و هر كدام از این افلاك درهایى دارند كه جز از آنها نمى‏توان وارد شد، و گروهى از این فرشتگان، شهابها را بر دست دارند، و منتظر شیاطین استراق سمع كننده هستند تا آنها را با آن بكوبند و برانند! در حالى كه امروز روشن شده است این گونه نظریات بى اساس است، نه چنان افلاكى وجود دارد و نه آن درها و نه مانند آن.
آنچه به عنوان یك احتمال مى‏توان در اینجا گفت این است این گونه بیانات در كلام الهى از قبیل امثالى است كه براى روشن شدن حقایق غیر حسى در لباس حسى ذكر مى‏شود، همانگونه كه خداوند مى‏فرماید وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ:" اینها مثلهایى است كه براى مردم مى‏زنیم و جز عالمان آنها را درك نمى‏كنند" (عنكبوت- 43) و امثال این تعبیرات در قرآن فراوان است، مانند عرش، كرسى، لوح، كتاب.
بنا بر این منظور از آسمان كه جایگاه فرشتگان است، یك عالم ملكوتى و ما وراء طبیعى است، كه از این جهان محسوس، برتر و بالاتر است، و منظور از نزدیك شدن شیاطین به این آسمان براى استراق سمع و پرتاب كردن شهب به آنها آنست كه آنها مى‏خواهند به جهان فرشتگان نزدیك شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آینده آگاهى یابند، ولى آنها شیاطین را با انوار معنوى ملكوتى كه تاب تحمل آن را ندارند مى‏رانند .

ب: مفسر دیگر " طنطاوى" در تفسیر معروف خود" الجواهر"، مى‏گوید:
آن گروه از دانشمندان حیله‏گر و ریاكار و مردم عوامى كه از آنها پیروى مى‏كنند شایستگى و اهلیت آن را ندارند كه از عجائب آسمانها و شگفتیهاى عالم بالا و كرات بى‏كرانش و نظم و حسابى كه بر آنها حكومت مى‏كند، آگاه شوند، خداوند این علم و دانش را از آنها ممنوع ساخته، و این آسمان پر ستاره زیبا و مزین را با آن همه اسرارش در اختیار كسانى گذاشته كه عقل و هوش و اخلاص‏ و ایمان دارند.
طبیعى است كه گروه اول از نفوذ در اسرار این آسمان منع مى‏شوند، و هر شیطان رانده شده درگاه الهى، خواه از جنس بشر باشد یا غیر بشر، حق وصول به این حقایق را ندارد، و هر گاه به آن نزدیك شود رانده و مطرود مى‏گردد، این گونه افراد ممكن است سالها زندگى كنند و بعد بمیرند ولى هرگز به این اسرار، دست نیابند، آنها چشمهاى باز دارند و لیكن چشم آنها قدرت دید این حقایق را ندارد، مگر نه این است كه علم را جز عاشقانش و جمال را جز عارفانش درك نمى‏كنند و نمى‏بینند .
طنطاوی در جاى دیگر مى‏گوید:" چه مانعى دارد این تعبیرات كنایه باشد؟ منع حسى اشاره به منع عقلى گردد، در حالى كه كنایات از زیباترین انواع بلاغت است، آیا نمى‏بینیم بسیارى از مردم كه در اطراف شما زندگى مى‏كنند در محدوده همین زمین محبوس و زندانیند و هیچگاه چشمشان به جهان بالا دوخته نمى‏شود، و به آواى آن گوش فرا نمى‏دهند، و از امور این جهان و شگفتیهایش خبرى ندارند، آنها بوسیله (شهاب) خودخواهى و شهوت و كینه‏توزى و طمع و حرص و جنگهاى خانمانسوز از درك آن معانى والا مطرودند" (و اگر روزى هم چنین هوسى كنند به خاطر آن همه آلودگى كه بر دل و جان دارند رانده مى‏شوند) .

با توجه به آنچه گفتیم منظور از ستارگانی كه شبهه كننده گرامی از آنها نام برده است روشن می شود .
نجوم (ستارگان) مانند آسمان و ... یك مفهوم مادى دارند كه همین ستارگانى هستند كه در آسمان دیده مى‏شوند، و یك مفهوم معنوى كه اشاره به دانشمندان و شخصیتهایى است كه روشنى بخش جوامع انسانى هستند، و همان گونه كه مردم راه خود را در شبهاى تاریك در بیابانها و بر صفحه اقیانوسها بوسیله ستارگان پیدا مى‏كنند، توده‏هاى جمعیت در اجتماعات انسانى نیز راه زندگى و سعادت و حیات را به كمك این دانشمندان و رهبران آگاه و با ایمان مى‏یابند.
حدیث معروفى كه از پیامبر ص نقل شده‏ است یعنی : مثل اصحابى فیكم كمثل النجوم بایها اخذ اهتدى ... : " یاران من همچون ستارگانند كه به هر كدام اقتدا شود مایه هدایت است" ، نیز اشاره به همین معنى مى‏كند.
در تفسیر على بن ابراهیم در ذیل آیه وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِی ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ:" او كسى است كه ستارگان را براى شما قرار داد تا در تاریكیهاى خشكى و دریا بوسیله آنها هدایت شوید" (آیه 97 سوره انعام) چنین نقل شده كه امام فرمود: النجوم آل محمد:" منظور از ستارگان خاندان پیامبرند".
در تفسیر نمونه آمده است : از روایات متعددى كه در تفسیر آیات مورد بحث وارد شده استفاده مى‏شود كه ممنوع شدن شیاطین از صعود به آسمانها و رانده شدنشان بوسیله نجوم هنگام تولد پیامبر بوده، و از بعضى از آنها استفاده مى‏شود كه به هنگام تولد حضرت مسیح علیه السلام تا حدى ممنوع شدند و پس از تولد پیامبر اسلام بطور كامل ممنوع گشتند .
از مجموعه آنچه گفتیم " سماء" در اینجا به مفهوم معنوى اشاره مى‏كند و كنایه از آسمان حق و ایمان و معنویت است. همواره شیاطین در تلاشند تا به این محدوده راه یابند و از طریق انواع‏ وسوسه‏ها در دل مؤمنان راستین و حامیان حق نفوذ كنند. اما مردان الهى و رهبران راه حق از پیامبران و امامان گرفته تا دانشمندان متعهد، با امواج نیرومند علم و تقوایشان بر آنها هجوم مى‏برند و آنان را از نزدیك شدن به این آسمان مى‏رانند و در اینجا است كه مى‏توان رابطه و پیوندى میان تولد حضرت مسیح و از آن بالاتر تولد حضرت محمد ص و طرد این شیاطین از آسمان پیدا كرد.
چكیدة پاسخ: با قرائن و شواهدی كه ذكر كردیم ، منظور از آسمان آسمان حق و حقیقت است، و شیاطین همان وسوسه‏گران هستند كه مى‏كوشند به این آسمان راه یابند و استراق سمع كنند و به اغواى مردم بپردازند، اما ستارگان و شهب یعنى رهبران الهى و دانشمندان كه با امواج نیرومند قلمشان آنها را به عقب مى‏رانند و طرد مى‏كنند. مانند همین تعبیرات قرآن كریم ، در كتاب مقدس در سفر تكوین (پیدایش)، باب 3 ، آیه 23 نیز آمده است : پس آدم را بیرون كرد و به طرف شرقی باغ عدن كروبیان را مسكن داد و شمشیر آتش باری را كه به هر سو گردش می‏كرد تا طریق درخت حیات را محافظت كند(23 پیدایش 3)
شمشیر آتش و طریق درخت حیات همان كنایاتی هستند كه در پاسخ شبهه بدانها اشاره كردیم .


کلید واژه ها: علم ، قرآن ، شیاطین ، استراق سمع ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.